الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
112
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
اما نه تنها منفعل نشدند ، بلكه بر جسارت خود افزودند و خواستند دست به سوى ميهمانان لوط دراز كنند ! ! اينجاست كه خدا روى سخن را به پيامبر اسلام كرده ، مىگويد : « قسم به جان و حيات تو كه اينها در مستى خود سخت سرگردانند » ! ( * ( لَعَمْرُكَ إِنَّهُمْ لَفِي سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَ ) * ) . و در سوره هود به دنبال بحثى مشابه همين بحث خوانديم كه فرشتگان پرده از روى كار خود برداشتند ، رو به سوى لوط كرده ، گفتند : نترس آنها به تو آسيبى نمىرسانند . و در آيه 37 سوره قمر مىخوانيم : هنگامى كه آنها بر جسارت خويش افزودند و تصميم بر تجاوز به ميهمانان گرفتند چشمانشان را نابينا ساختيم وَلَقَدْ راوَدُوه عَنْ ضَيْفِه فَطَمَسْنا أَعْيُنَهُمْ و چنان كه در بعضى از روايات آمده يكى از فرشتگان مشتى خاك به صورت آنها پاشيد ، همه نابينا شدند ، ( و فرياد زنان باز گشتند ) . در اينجا سخن الهى درباره اين قوم اوج مىگيرد و در دو آيه فشرده و كوتاه سرنوشت شوم آنها را به صورتى قاطع و كوبنده و بسيار عبرتانگيز بيان مىكند ، و مىگويد : « سرانجام فرياد تكان صيحه وحشتناكى به هنگام طلوع آفتاب ، همه را فرا گرفت » ( * ( فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ مُشْرِقِينَ ) * ) . اين صيحه ممكن است صداى يك صاعقه عظيم و يا صداى يك زلزله وحشتناك بوده باشد ، و به هر حال فريادى بود كه از وحشت آن همگى بيهوش شدند ، و يا جان خويش را از دست دادند ، و مىدانيم امواج صوتى هنگامى كه از حد معينى بگذرد ، آزار دهنده و وحشتانگيز ، و از آن هم كه فراتر برود انسان را مدهوش مىكند ، و يا ارگانهاى حياتى را به كلى از كار مىاندازد ، و حتى